الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
۲۹۳ شعر
فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۱ در کوی تو سر بر سر خنجر بنهم
- شمارهٔ ۱۲۲ من لایق سوز درد عشق تو نیم
- شمارهٔ ۱۲۳ عشق تو زخاص و عام پنهان چه کنم
- شمارهٔ ۱۲۴ ما شربت عشقت نه به بازی خوردیم
- شمارهٔ ۱۲۵ تا در سر سودای تو منزل کردیم
- شمارهٔ ۱۲۶ ما عشق تو را به جان و دل بخریدیم
- شمارهٔ ۱۲۷ در عشق تو من پای زسر نشناسم
- شمارهٔ ۱۲۸ از عشق شود ادیب عاقل مجنون
- شمارهٔ ۱۲۹ در عشق درآی و خانه پردازی کن
- شمارهٔ ۱۳۰ در عشق اگرت به دل درآید دیدن
- شمارهٔ ۱۳۱ ای دل تو به عشق در نبینی بنشین
- شمارهٔ ۱۳۲ در معرکهٔ عشق چنان خصم افکن
- شمارهٔ ۱۳۳ زنهار حدیث عشق در گوش مکن
- شمارهٔ ۱۳۴ عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن
- شمارهٔ ۱۳۵ گر زانک شراب عشق خواهی خوردن
- شمارهٔ ۱۳۶ هرچه آن نبود راست نباید گفتن
- شمارهٔ ۱۳۷ در دهر کسی نداده از عشق نشان
- شمارهٔ ۱۳۸ ای عشق تو مایهٔ جنون دل من
- شمارهٔ ۱۳۹ بگریختم از عشق تو ای سیمین تن
- شمارهٔ ۱۴۰ ای دل اگرت هنوز می باید ازو
- شمارهٔ ۱۴۱ اندر ره عشق اگر شوی صادق تو
- شمارهٔ ۱۴۲ ای دیدهٔ من فدای خاک در تو
- شمارهٔ ۱۴۳ از شربت عشق تست دل مست شده
- شمارهٔ ۱۴۴ ای دل برو از عقیلهٔ عقل برَه
- شمارهٔ ۱۴۵ کردم نظری به سوی او دزدیده
- شمارهٔ ۱۴۶ دل در سر زلف تست پابست شده
- شمارهٔ ۱۴۷ در عشق وجود خویش بگذار و برَه
- شمارهٔ ۱۴۸ در عشق دلی باید و جانی زنده
- شمارهٔ ۱۴۹ در صحرا شو که عشق در صحرا به
- شمارهٔ ۱۵۰ تو مونس آن شبان تاریک نئی
- شمارهٔ ۱۵۱ ای دل تو بدین مفلسی و رسوایی
- شمارهٔ ۱۵۲ بر باد اگر تو عشق شهوت دانی
- شمارهٔ ۱۵۳ تا تو به هوس می روی و می آیی
- شمارهٔ ۱۵۴ ای دل چو تو از دامن حُسن آویزی
- شمارهٔ ۱۵۵ عشق تو فزون است زبینایی من
- شمارهٔ ۱۵۶ تا پای زخویشتن فراتر ننهی
- شمارهٔ ۱۵۷ از عشق تو هر [ر]وز دل افگارترم
- شمارهٔ ۱۵۸ اندر ره عشق اگر تو هستی غازی
- شمارهٔ ۱۵۹ با عشق اگرت رای بود همرازی
- شمارهٔ ۱۶۰ عشق آن نبود که نیک دانی خود را
- شمارهٔ ۱۶۱ اینجا پر طاوس به کرکس ندهند
- شمارهٔ ۱۶۲ دل را طمع وصل تو می بود و ندید
- شمارهٔ ۱۶۳ در عالم عشق عقل گمره گردد
- شمارهٔ ۱۶۴ در عشق نگر که قصد هستی نکنی
- شمارهٔ ۱۶۵ عاشق باید که عشق را بنده شود
- شمارهٔ ۱۶۶ در عشق حمول و حمله کش می باشم
- شمارهٔ ۱۶۷ هر چند که بی عشق [و] وفایی بسَرا
- شمارهٔ ۱۶۸ عشق تو به پیدا و نهانم کشتَه
- شمارهٔ ۱۶۹ عشق است که کوه را به پستی آرد
- شمارهٔ ۱۷۰ آن عیش نباشد که بود بربسته
- شمارهٔ ۱۷۱ در عشق فدای دلبران باید بود
- شمارهٔ ۱۷۲ عاشق شوی و از دل و جان اندیشی
- شمارهٔ ۱۷۳ گر عاشق صادقی همی کش خواری
- شمارهٔ ۱۷۴ با دشمن اگر به دوستی سازد کس
- شمارهٔ ۱۷۵ آن شاهد معنوی که جانم تن اوست
- شمارهٔ ۱۷۶ در باغ رخت گر به تماشا گردیم
- شمارهٔ ۱۷۷ در خود نگرم زعجر هیهات کنم
- شمارهٔ ۱۷۸ دارم سر آنک با سرِ رشته شوم
- شمارهٔ ۱۷۹ دانی که مرا با تو به گاه و بی گاه
- شمارهٔ ۱۸۰ دانی چه کنی زروی بردار نقاب
متن اشعار به نقل از گنجور.