الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
۲۹۳ شعر
فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ هیهات و ان تکون فی العشق ملول
- شمارهٔ ۲ از هجر تو زان رنج ستم نیست مرا
- شمارهٔ ۳ عشق تو زعالم اختیار است مرا
- شمارهٔ ۴ نام تو برم کار مرا ساز آید
- شمارهٔ ۵ در عشق تو گرچه هست دلداریها
- شمارهٔ ۶ تا با خودم از عشق خبر نیست مرا
- شمارهٔ ۷ تا بر سر کوی عشق شد منزل ما
- شمارهٔ ۸ داری سر آنک عشق بازی با ما
- شمارهٔ ۹ از عشق توم جان و دل و دیده خراب
- شمارهٔ ۱۰ گر بر سر آنی که روی راه صواب
- شمارهٔ ۱۱ ای خوش پسران که عقل مدهوش شماست
- شمارهٔ ۱۲ ای دل چو غم عشق برای من و تُست
- شمارهٔ ۱۳ عشق تو همه دینی و دنیاوی ماست
- شمارهٔ ۱۴ هر چند که عشق سخت نیکوکار است
- شمارهٔ ۱۵ عشق تو مقیم دل شوریدهٔ ماست
- شمارهٔ ۱۶ پا بر سر نه که عشقبازی این است
- شمارهٔ ۱۷ هر دل که در او نور محبّت بسرشت
- شمارهٔ ۱۸ در عشق تو دل را نظری افتاده است
- شمارهٔ ۱۹ سودای تو آشنای دیرینهٔ ماست
- شمارهٔ ۲۰ در عشق تو هستی جهان حاصل ماست
- شمارهٔ ۲۱ ای دل هوس عشق تو را تنها نیست
- شمارهٔ ۲۲ در عشق تو گر کشته شوم باکی نیست
- شمارهٔ ۲۳ گر عشق زهر بدی ندوزد دهنت
- شمارهٔ ۲۴ عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
- شمارهٔ ۲۵ تا کی گویی که راه حق باریکی است
- شمارهٔ ۲۶ گر عاشقی ای سرزدهٔ عشوه پرست
- شمارهٔ ۲۷ آن کس که حریف عشق باید پیوست
- شمارهٔ ۲۸ در عشق اگرچه شور و شر بسیار است
- شمارهٔ ۲۹ چشم همه اشک گشت و چشمم بگریست
- شمارهٔ ۳۰ مقصود من از جمالت ای جان نظری است
- شمارهٔ ۳۱ بی عشق دوان است دلت از چپ و راست
- شمارهٔ ۳۲ آن کس که به سالوس و هوس مغرور است
- شمارهٔ ۳۳ عشق تو و بس همنفس من این است
- شمارهٔ ۳۴ اندر ره عاشقی کما بیشی نیست
- شمارهٔ ۳۵ در بادیهٔ عشق دویدن چه خوش است
- شمارهٔ ۳۶ عشق است که جمله زینت مردمی است
- شمارهٔ ۳۷ جز در دل و جان عاشقان جای تو نیست
- شمارهٔ ۳۸ از لذت عشق در جهان خوش تر چیست
- شمارهٔ ۳۹ این خوش پسران که در غمم می دارند
- شمارهٔ ۴۰ در عالم عشق صادقی باید کرد
- شمارهٔ ۴۱ عشّاق دمی زقید هجران نرهند
- شمارهٔ ۴۲ عشق آمد و صد گونه پریشانی کرد
- شمارهٔ ۴۳ از دل خبری دیدهٔ غمّاز آورد
- شمارهٔ ۴۴ در عشق مرا زجان و تن نامی ماند
- شمارهٔ ۴۵ عشّاق به جان و دل غمت درگیرند
- شمارهٔ ۴۶ در عشق سری و سرفرازی نخرند
- شمارهٔ ۴۷ مردان ره عشق تو جانها دارند
- شمارهٔ ۴۸ از عشق تو بوی مختصر نتوان برد
- شمارهٔ ۴۹ عشق تو که هرگزم ملولم نکند
- شمارهٔ ۵۰ عشقت که زجمله خلق هستی بربود
- شمارهٔ ۵۱ [چو]ن عشق ولای خود دمیدن گیرد
- شمارهٔ ۵۲ در عشق حدیث کفر و ایمان نکند
- شمارهٔ ۵۳ یا رب که اگر عشق تو افزون گردد
- شمارهٔ ۵۴ جز آتش عشق رنگ دل نزداید
- شمارهٔ ۵۵ عاشق باید که او مشوش باشد
- شمارهٔ ۵۶ هر دل که درو عشق نگاری نبود
- شمارهٔ ۵۷ تا خاک در عشق مرا مفرش شد
- شمارهٔ ۵۸ در عشق تو جان بازم خود سر چه بود
- شمارهٔ ۵۹ تا دل زسر درد سری می دارَد
- شمارهٔ ۶۰ تا در طلب مات همی گام بود
متن اشعار به نقل از گنجور.