پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی

الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب

۲۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ در هیچ دلی عشق تو مأوا نکند
  2. شمارهٔ ۶۲ در عالم عشق کفر ایمان باشد
  3. شمارهٔ ۶۳ اول ره عشق تو مرا سهل نمود
  4. شمارهٔ ۶۴ در عشق حلالی و حرامی نبود
  5. شمارهٔ ۶۵ در عشق بسی زیر و زبرها باشد
  6. شمارهٔ ۶۶ دل در پی عشق دوست سودا بینید
  7. شمارهٔ ۶۷ هر سر که به تیغ عشق افکنده شود
  8. شمارهٔ ۶۸ با عشق هزار قصّه گفتیم و شنید
  9. شمارهٔ ۶۹ عشق ارچه بدن را به جنون آراید
  10. شمارهٔ ۷۰ گفتی که چو باد عشق گرد انگیزد
  11. شمارهٔ ۷۱ آن کس که صریح با صراحی نبود
  12. شمارهٔ ۷۲ این شیوهٔ عشق هر خسی را نبود
  13. شمارهٔ ۷۳ عاشق مطلب اگرچه مشهور بود
  14. شمارهٔ ۷۴ عشقت به نظارهٔ دلم می آید
  15. شمارهٔ ۷۵ آن کس که دلی را به تو آسان بدهد
  16. شمارهٔ ۷۶ عشّاق کجا زبوی و رنگ اندیشند
  17. شمارهٔ ۷۷ در بیشهٔ عشق شیربازی نبود
  18. شمارهٔ ۷۸ وه وه که دلم به غم گرفتار افتاد
  19. شمارهٔ ۷۹ عشقت صنما به زور و زر برناید
  20. شمارهٔ ۸۰ هر دل که زعشق او امانش نبود
  21. شمارهٔ ۸۱ در کوی تو هیچ کس ره آسان نبرد
  22. شمارهٔ ۸۲ عشق آن نبود که آرزو می زاید
  23. شمارهٔ ۸۳ مخلوق زعاشقی نشان چون یابد
  24. شمارهٔ ۸۴ زاول که مرا عشق نگارم بُر بود
  25. شمارهٔ ۸۵ افسوس که عمر رفت در گفت و شنید
  26. شمارهٔ ۸۶ کرده است مرا عشق تو زان گونه شکار
  27. شمارهٔ ۸۷ با عشق تو چون فتاده ما را سروکار
  28. شمارهٔ ۸۸ در عشق تو دل را نبود هیچ فتور
  29. شمارهٔ ۸۹ ای دل بر یار گر نمی یابی بار
  30. شمارهٔ ۹۰ عشق تو کزو رمند مردان چون شیر
  31. شمارهٔ ۹۱ هر دل که غم عشق تو را گشت شکار
  32. شمارهٔ ۹۲ تا چند حدیث قامت و زلف و عذار
  33. شمارهٔ ۹۳ عشق آفت نقصان نپذیرد هرگز
  34. شمارهٔ ۹۴ گر در ره عشق او نباشی سرباز
  35. شمارهٔ ۹۵ شمع است رخ خوب تو پروانه طِراز
  36. شمارهٔ ۹۶ در عشق توَم ذخیره ناکامی و بس
  37. شمارهٔ ۹۷ ای دل عَلَم عشق برافراز و مترس
  38. شمارهٔ ۹۸ نامردم اگر عشق توَم هست هوس
  39. شمارهٔ ۹۹ ای عشق نه سودای کسی باشد خوش
  40. شمارهٔ ۱۰۰ عشق تو مدام دم به دم می کشمش
  41. شمارهٔ ۱۰۱ در دایرهٔ وجود بی سهو و سقط
  42. شمارهٔ ۱۰۲ تا بر لگن عشق سواریم چو شمع
  43. شمارهٔ ۱۰۳ عشق است زهرچه آن نشاید مانع
  44. شمارهٔ ۱۰۴ بی کامی به زکامرانی بی عشق
  45. شمارهٔ ۱۰۵ چون می گذرد زودی و دیری در عشق
  46. شمارهٔ ۱۰۶ زان می طلبی تو کامرانی در عشق
  47. شمارهٔ ۱۰۷ بی روی تو رای استقامت نکنم
  48. شمارهٔ ۱۰۸ من مستم و نامت به زبان می گویم
  49. شمارهٔ ۱۰۹ گفتم که ره عشق مگر می دانم
  50. شمارهٔ ۱۱۰ از عشق تو جان را زجسد نشناسم
  51. شمارهٔ ۱۱۱ ما جز به غم عشق تو سرنفرازیم
  52. شمارهٔ ۱۱۲ گر تازه کنی مرا زسر تا به قدم
  53. شمارهٔ ۱۱۳ من شمع زنور جانفزایش سازم
  54. شمارهٔ ۱۱۴ از عشق تو گرچه با دل پُر دردم
  55. شمارهٔ ۱۱۵ بی عشق تو من دو دیده برهم نزنم
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ما از بن گوش حلقه در گوش تویم
  57. شمارهٔ ۱۱۷ آن کس که زباد غم بلرزید منم
  58. شمارهٔ ۱۱۸ در عشق تو نکته های موزون شنوم
  59. شمارهٔ ۱۱۹ در دل غم عشق چون تو یاری داریم
  60. شمارهٔ ۱۲۰ تا جان دارم عشق تو را غمخوارم

متن اشعار به نقل از گنجور.