الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
۲۹۳ شعر
فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ در هیچ دلی عشق تو مأوا نکند
- شمارهٔ ۶۲ در عالم عشق کفر ایمان باشد
- شمارهٔ ۶۳ اول ره عشق تو مرا سهل نمود
- شمارهٔ ۶۴ در عشق حلالی و حرامی نبود
- شمارهٔ ۶۵ در عشق بسی زیر و زبرها باشد
- شمارهٔ ۶۶ دل در پی عشق دوست سودا بینید
- شمارهٔ ۶۷ هر سر که به تیغ عشق افکنده شود
- شمارهٔ ۶۸ با عشق هزار قصّه گفتیم و شنید
- شمارهٔ ۶۹ عشق ارچه بدن را به جنون آراید
- شمارهٔ ۷۰ گفتی که چو باد عشق گرد انگیزد
- شمارهٔ ۷۱ آن کس که صریح با صراحی نبود
- شمارهٔ ۷۲ این شیوهٔ عشق هر خسی را نبود
- شمارهٔ ۷۳ عاشق مطلب اگرچه مشهور بود
- شمارهٔ ۷۴ عشقت به نظارهٔ دلم می آید
- شمارهٔ ۷۵ آن کس که دلی را به تو آسان بدهد
- شمارهٔ ۷۶ عشّاق کجا زبوی و رنگ اندیشند
- شمارهٔ ۷۷ در بیشهٔ عشق شیربازی نبود
- شمارهٔ ۷۸ وه وه که دلم به غم گرفتار افتاد
- شمارهٔ ۷۹ عشقت صنما به زور و زر برناید
- شمارهٔ ۸۰ هر دل که زعشق او امانش نبود
- شمارهٔ ۸۱ در کوی تو هیچ کس ره آسان نبرد
- شمارهٔ ۸۲ عشق آن نبود که آرزو می زاید
- شمارهٔ ۸۳ مخلوق زعاشقی نشان چون یابد
- شمارهٔ ۸۴ زاول که مرا عشق نگارم بُر بود
- شمارهٔ ۸۵ افسوس که عمر رفت در گفت و شنید
- شمارهٔ ۸۶ کرده است مرا عشق تو زان گونه شکار
- شمارهٔ ۸۷ با عشق تو چون فتاده ما را سروکار
- شمارهٔ ۸۸ در عشق تو دل را نبود هیچ فتور
- شمارهٔ ۸۹ ای دل بر یار گر نمی یابی بار
- شمارهٔ ۹۰ عشق تو کزو رمند مردان چون شیر
- شمارهٔ ۹۱ هر دل که غم عشق تو را گشت شکار
- شمارهٔ ۹۲ تا چند حدیث قامت و زلف و عذار
- شمارهٔ ۹۳ عشق آفت نقصان نپذیرد هرگز
- شمارهٔ ۹۴ گر در ره عشق او نباشی سرباز
- شمارهٔ ۹۵ شمع است رخ خوب تو پروانه طِراز
- شمارهٔ ۹۶ در عشق توَم ذخیره ناکامی و بس
- شمارهٔ ۹۷ ای دل عَلَم عشق برافراز و مترس
- شمارهٔ ۹۸ نامردم اگر عشق توَم هست هوس
- شمارهٔ ۹۹ ای عشق نه سودای کسی باشد خوش
- شمارهٔ ۱۰۰ عشق تو مدام دم به دم می کشمش
- شمارهٔ ۱۰۱ در دایرهٔ وجود بی سهو و سقط
- شمارهٔ ۱۰۲ تا بر لگن عشق سواریم چو شمع
- شمارهٔ ۱۰۳ عشق است زهرچه آن نشاید مانع
- شمارهٔ ۱۰۴ بی کامی به زکامرانی بی عشق
- شمارهٔ ۱۰۵ چون می گذرد زودی و دیری در عشق
- شمارهٔ ۱۰۶ زان می طلبی تو کامرانی در عشق
- شمارهٔ ۱۰۷ بی روی تو رای استقامت نکنم
- شمارهٔ ۱۰۸ من مستم و نامت به زبان می گویم
- شمارهٔ ۱۰۹ گفتم که ره عشق مگر می دانم
- شمارهٔ ۱۱۰ از عشق تو جان را زجسد نشناسم
- شمارهٔ ۱۱۱ ما جز به غم عشق تو سرنفرازیم
- شمارهٔ ۱۱۲ گر تازه کنی مرا زسر تا به قدم
- شمارهٔ ۱۱۳ من شمع زنور جانفزایش سازم
- شمارهٔ ۱۱۴ از عشق تو گرچه با دل پُر دردم
- شمارهٔ ۱۱۵ بی عشق تو من دو دیده برهم نزنم
- شمارهٔ ۱۱۶ ما از بن گوش حلقه در گوش تویم
- شمارهٔ ۱۱۷ آن کس که زباد غم بلرزید منم
- شمارهٔ ۱۱۸ در عشق تو نکته های موزون شنوم
- شمارهٔ ۱۱۹ در دل غم عشق چون تو یاری داریم
- شمارهٔ ۱۲۰ تا جان دارم عشق تو را غمخوارم
متن اشعار به نقل از گنجور.