پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی

الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب

۲۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ از قند و طبرزد ار فرو بارد آب
  2. شمارهٔ ۱۸۲ ای پیش لبت مه چو قصب در مهتاب
  3. شمارهٔ ۱۸۳ هم از رخ تست اگر به مه در نمکی است
  4. شمارهٔ ۱۸۴ چندانک در آن لعل بدخشان نمکی است
  5. شمارهٔ ۱۸۵ از خرمن خال تو ختن دانه گکی است
  6. شمارهٔ ۱۸۶ تا لعل لب تو روی خوبی آراست
  7. شمارهٔ ۱۸۷ گفتند جماعتی زبس نادانی
  8. شمارهٔ ۱۸۸ جانا به جهان گل بدیع آوردی
  9. شمارهٔ ۱۸۹ آن را که غم آن بت خوشرو باشد
  10. شمارهٔ ۱۹۰ حُسنی که گواه حسن معبود بود
  11. شمارهٔ ۱۹۱ پیش رخ و زلف تو چه مشک و چه قمر
  12. شمارهٔ ۱۹۲ زلفی است چو عنبرتر و مشک تتار
  13. شمارهٔ ۱۹۳ خطّت که به حجّت کندش عقل هوس
  14. شمارهٔ ۱۹۴ تا بر رخ چون گلت پدید است عرق
  15. شمارهٔ ۱۹۵ دوش آمده بود در برم دلدارم
  16. شمارهٔ ۱۹۶ با این همه لطف و این همه زیبایی
  17. شمارهٔ ۱۹۷ جانا ز دو چِشم من خیالت که برد
  18. شمارهٔ ۱۹۸ درمان چه کنی اگر تو درمانی سوز
  19. شمارهٔ ۱۹۹ تا هست دلم بر غم تو دست آموز
  20. شمارهٔ ۲۰۰ بر آتش سَودای تو ای جان افروز
  21. شمارهٔ ۲۰۱ من دل زتو برنمی کنم فارغ باش
  22. شمارهٔ ۲۰۲ ای عشق تو داده خواب مستانه به عقل
  23. شمارهٔ ۲۰۳ بگذار شبی که بر تو فرمان بدهم
  24. شمارهٔ ۲۰۴ از عشق چنان است دل مسکینم
  25. شمارهٔ ۲۰۵ از هر عاشق وصف دلالی شنوم
  26. شمارهٔ ۲۰۶ پیش سخن و مذهب و کیشت میرم
  27. شمارهٔ ۲۰۷ پیش از تو دل از جان و جهان برگیرم
  28. شمارهٔ ۲۰۸ گر من به مثل چو خضر جاوید زیَم
  29. شمارهٔ ۲۰۹ گه بوی خوشت زپیرهن می شنوم
  30. شمارهٔ ۲۱۰ می آیم وز شوق چنان می افتم
  31. شمارهٔ ۲۱۱ باد تو به هر صبوح مفتوح من است
  32. شمارهٔ ۲۱۲ چشمی دارم همه پر از صورت دوست
  33. شمارهٔ ۲۱۳ جانم چو به چشم دل درو معنی دید
  34. شمارهٔ ۲۱۴ در شهر ظریف و خوب روی ارچه بسی است
  35. شمارهٔ ۲۱۵ یاری دارم که جسم و جان صورت اوست
  36. شمارهٔ ۲۱۶ از صورت اگر چه طبع سرکش نشود
  37. شمارهٔ ۲۱۷ تو صورت و معنی به حقیقت بشناس
  38. شمارهٔ ۲۱۸ بیهوده مدام در تک و تاز ممان
  39. شمارهٔ ۲۱۹ در صورت خوب دید باید معنی
  40. شمارهٔ ۲۲۰ آن چیست که در چشم دل آید معنی
  41. شمارهٔ ۲۲۱ از مادر معنی چو نزاید معنی
  42. شمارهٔ ۲۲۲ زان می نگرم به چشم سر در صورت
  43. شمارهٔ ۲۲۳ العمر مضی وفاتنی المطلوبُ
  44. شمارهٔ ۲۲۴ القلب الی لقایکم یَرتاحُ
  45. شمارهٔ ۲۲۵ یا حاسب هل تعلم ماذا تَصنَع
  46. شمارهٔ ۲۲۶ هرگز نرود مهر تو پاک از دل من
  47. شمارهٔ ۲۲۷ سودای تو را خود سر و سامانی نیست
  48. شمارهٔ ۲۲۸ زان روز که چشم من به رویت نگریست
  49. شمارهٔ ۲۲۹ تا دست وصال تو نگیرم در دست
  50. شمارهٔ ۲۳۰ امروز که یار من مرا مهمان است
  51. شمارهٔ ۲۳۱ در حسرت آنم که شبی در کویت
  52. شمارهٔ ۲۳۲ امروز هر آن کسی که گل می بوید
  53. شمارهٔ ۲۳۳ دریاب اگر دسترسی خواهد بود
  54. شمارهٔ ۲۳۴ بر من سپه هجر تو پیروز مباد
  55. شمارهٔ ۲۳۵ گفتم که زرخ پردهٔ عزّت بردار
  56. شمارهٔ ۲۳۶ دست من و دامن تو امشب زنهار
  57. شمارهٔ ۲۳۷ ای شب تو ره وصل سحرگه مَسپَر
  58. شمارهٔ ۲۳۸ آن شب که زبختم گرهی بگشاید
  59. شمارهٔ ۲۳۹ من در غم تو مُردم و تو بی غم از این
  60. شمارهٔ ۲۴۰ بالله ترفقوا بقلب مجروح

متن اشعار به نقل از گنجور.