پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی

الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات

۱۲۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ باید که اگر دلت زخود برگردد
  2. شمارهٔ ۶۲ ای دل چو بسوختی گذر از خامان
  3. شمارهٔ ۶۳ ای دل می وصل بی خمارت ندهند
  4. شمارهٔ ۶۴ پا بر سر نفس خود نه و سرور باش
  5. شمارهٔ ۶۵ خواهی که شود دل مجاهد با تو
  6. شمارهٔ ۶۶ خواهی که نیفتی زفراقش به بلا
  7. شمارهٔ ۶۷ دلدار طلب مکن که دلدار نماند
  8. شمارهٔ ۶۸ صد سال اگر در آتشم مَهل بود
  9. شمارهٔ ۶۹ بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد
  10. شمارهٔ ۷۰ هر چند چو خاک ره عَناکش باشی
  11. شمارهٔ ۷۱ سرگشته دلت از پی زرع است و حراث
  12. شمارهٔ ۷۲ در راه یقین گمان نباشد کس را
  13. شمارهٔ ۷۳ هشیار دلم در آمد از مستیها
  14. شمارهٔ ۷۴ تا رخت جهان همی بود بر خرِما
  15. شمارهٔ ۷۵ خواهی که قدم زنی تو در کوی صفا
  16. شمارهٔ ۷۶ میدان فراخ عمر بی تنگی نیست
  17. شمارهٔ ۷۷ عاشق چو به کار خویشتن در نگریست
  18. شمارهٔ ۷۸ گر عالم را زبهر تو آرایند
  19. شمارهٔ ۷۹ زین مرتبه و قاعدهٔ بَردابَرد
  20. شمارهٔ ۸۰ آنها که زدام بُت پرستی جستند
  21. شمارهٔ ۸۱ هرگه که دل از بند جهان برخیزد
  22. شمارهٔ ۸۲ دنیا مطلب تا همه دینت باشد
  23. شمارهٔ ۸۳ از آخر عمر اگر کسی یاد کند
  24. شمارهٔ ۸۴ ناساخته کار این جهان ساخته گیر
  25. شمارهٔ ۸۵ عمر از پی افزودن زر کاسته گیر
  26. شمارهٔ ۸۶ در بندگی ات دیو و پری صف زده گیر
  27. شمارهٔ ۸۷ علم عُلوی و سُفلی آموخته گیر
  28. شمارهٔ ۸۸ در مملکت جهان فریدون شده گیر
  29. شمارهٔ ۸۹ زین گلبن عمر تازه گلها چده گیر
  30. شمارهٔ ۹۰ کارت همه در جهان بسامان شده گیر
  31. شمارهٔ ۹۱ ایوان سرای خویش برداشته گیر
  32. شمارهٔ ۹۲ ای دل همه کار تو به بالا شده گیر
  33. شمارهٔ ۹۳ با صولت جمشید و فریدون شده گیر
  34. شمارهٔ ۹۴ از آتش حرص و آز تا چند نفیر
  35. شمارهٔ ۹۵ جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز
  36. شمارهٔ ۹۶ در دایرهٔ نقطهٔ پرگار جهان
  37. شمارهٔ ۹۷ جهدی بکن ای خواجه درین عالم دون
  38. شمارهٔ ۹۸ ای دل زغمش که گفتیت چون خون شو
  39. شمارهٔ ۹۹ ای دل دل خسته بر جهان بیش منه
  40. شمارهٔ ۱۰۰ تا دل زعلایق جهان حُر نشود
  41. شمارهٔ ۱۰۱ دنیا کَزِ تست بَهر بیشی و کمی
  42. شمارهٔ ۱۰۲ از بَهر جهانی که تو هیچی دَروی
  43. شمارهٔ ۱۰۳ ما را چه پلاس و چه طراز اکسون
  44. شمارهٔ ۱۰۴ دنیا که جوی وفا ندارد در پوست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ چون هست جهان به نیستی آلوده است
  46. شمارهٔ ۱۰۶ جان در تن تو نفس شماری بیش است
  47. شمارهٔ ۱۰۷ ای خواجَه اگر تو را سَعادت خویش است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ چندین گفتم دلا که از خود برخیز
  49. شمارهٔ ۱۰۹ ای دل مگشای لب زاسرار و بُرَو
  50. شمارهٔ ۱۱۰ خواهی به زمین نشین و خواهی به بساط
  51. شمارهٔ ۱۱۱ عالم همه محنت است و ایّام غم است
  52. شمارهٔ ۱۱۲ تا هست غم خودت نبخشایندت
  53. شمارهٔ ۱۱۳ خاک در کس مشو که گردت خوانند
  54. شمارهٔ ۱۱۴ جز قطع نظر به کام رهرو نکند
  55. شمارهٔ ۱۱۵ چندانک تو در بند علایق باشی
  56. شمارهٔ ۱۱۶ هرگه کآید زبحر ربّانی سیل
  57. شمارهٔ ۱۱۷ گر پنهان کرد عیب اگر پیدا کرد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ کامل زیکی هنر ده و صد بیند
  59. شمارهٔ ۱۱۹ فریاد از آنچ نیست و می خوانندم
  60. شمارهٔ ۱۲۰ با خلق خدا تصرّف آغاز مکن

متن اشعار به نقل از گنجور.