الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
۱۲۸ شعر
فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ باید که اگر دلت زخود برگردد
- شمارهٔ ۶۲ ای دل چو بسوختی گذر از خامان
- شمارهٔ ۶۳ ای دل می وصل بی خمارت ندهند
- شمارهٔ ۶۴ پا بر سر نفس خود نه و سرور باش
- شمارهٔ ۶۵ خواهی که شود دل مجاهد با تو
- شمارهٔ ۶۶ خواهی که نیفتی زفراقش به بلا
- شمارهٔ ۶۷ دلدار طلب مکن که دلدار نماند
- شمارهٔ ۶۸ صد سال اگر در آتشم مَهل بود
- شمارهٔ ۶۹ بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد
- شمارهٔ ۷۰ هر چند چو خاک ره عَناکش باشی
- شمارهٔ ۷۱ سرگشته دلت از پی زرع است و حراث
- شمارهٔ ۷۲ در راه یقین گمان نباشد کس را
- شمارهٔ ۷۳ هشیار دلم در آمد از مستیها
- شمارهٔ ۷۴ تا رخت جهان همی بود بر خرِما
- شمارهٔ ۷۵ خواهی که قدم زنی تو در کوی صفا
- شمارهٔ ۷۶ میدان فراخ عمر بی تنگی نیست
- شمارهٔ ۷۷ عاشق چو به کار خویشتن در نگریست
- شمارهٔ ۷۸ گر عالم را زبهر تو آرایند
- شمارهٔ ۷۹ زین مرتبه و قاعدهٔ بَردابَرد
- شمارهٔ ۸۰ آنها که زدام بُت پرستی جستند
- شمارهٔ ۸۱ هرگه که دل از بند جهان برخیزد
- شمارهٔ ۸۲ دنیا مطلب تا همه دینت باشد
- شمارهٔ ۸۳ از آخر عمر اگر کسی یاد کند
- شمارهٔ ۸۴ ناساخته کار این جهان ساخته گیر
- شمارهٔ ۸۵ عمر از پی افزودن زر کاسته گیر
- شمارهٔ ۸۶ در بندگی ات دیو و پری صف زده گیر
- شمارهٔ ۸۷ علم عُلوی و سُفلی آموخته گیر
- شمارهٔ ۸۸ در مملکت جهان فریدون شده گیر
- شمارهٔ ۸۹ زین گلبن عمر تازه گلها چده گیر
- شمارهٔ ۹۰ کارت همه در جهان بسامان شده گیر
- شمارهٔ ۹۱ ایوان سرای خویش برداشته گیر
- شمارهٔ ۹۲ ای دل همه کار تو به بالا شده گیر
- شمارهٔ ۹۳ با صولت جمشید و فریدون شده گیر
- شمارهٔ ۹۴ از آتش حرص و آز تا چند نفیر
- شمارهٔ ۹۵ جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز
- شمارهٔ ۹۶ در دایرهٔ نقطهٔ پرگار جهان
- شمارهٔ ۹۷ جهدی بکن ای خواجه درین عالم دون
- شمارهٔ ۹۸ ای دل زغمش که گفتیت چون خون شو
- شمارهٔ ۹۹ ای دل دل خسته بر جهان بیش منه
- شمارهٔ ۱۰۰ تا دل زعلایق جهان حُر نشود
- شمارهٔ ۱۰۱ دنیا کَزِ تست بَهر بیشی و کمی
- شمارهٔ ۱۰۲ از بَهر جهانی که تو هیچی دَروی
- شمارهٔ ۱۰۳ ما را چه پلاس و چه طراز اکسون
- شمارهٔ ۱۰۴ دنیا که جوی وفا ندارد در پوست
- شمارهٔ ۱۰۵ چون هست جهان به نیستی آلوده است
- شمارهٔ ۱۰۶ جان در تن تو نفس شماری بیش است
- شمارهٔ ۱۰۷ ای خواجَه اگر تو را سَعادت خویش است
- شمارهٔ ۱۰۸ چندین گفتم دلا که از خود برخیز
- شمارهٔ ۱۰۹ ای دل مگشای لب زاسرار و بُرَو
- شمارهٔ ۱۱۰ خواهی به زمین نشین و خواهی به بساط
- شمارهٔ ۱۱۱ عالم همه محنت است و ایّام غم است
- شمارهٔ ۱۱۲ تا هست غم خودت نبخشایندت
- شمارهٔ ۱۱۳ خاک در کس مشو که گردت خوانند
- شمارهٔ ۱۱۴ جز قطع نظر به کام رهرو نکند
- شمارهٔ ۱۱۵ چندانک تو در بند علایق باشی
- شمارهٔ ۱۱۶ هرگه کآید زبحر ربّانی سیل
- شمارهٔ ۱۱۷ گر پنهان کرد عیب اگر پیدا کرد
- شمارهٔ ۱۱۸ کامل زیکی هنر ده و صد بیند
- شمارهٔ ۱۱۹ فریاد از آنچ نیست و می خوانندم
- شمارهٔ ۱۲۰ با خلق خدا تصرّف آغاز مکن
متن اشعار به نقل از گنجور.