پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

قطعات و مثنویات

۲.ماده تاریخ

باز اکسیر اعظم اقبال

مصلحم کیمیای دولت شد

آنکه کلکش گره گشای دل است

چهره پرداز حسن فرصت شد

لعل دل را کفش نگین دانست

آنکه دستور ملک و ملت شد

چون وحید اعتماد دولت و دین

صاعد ذر وی وزارت شد

بیت معمور ساخت دهر خراب

بخت معموره ی سعادت شد

قبض از دل گرفت بسط کفش

ملک پرور چو ابر رحمت شد

هست پرگار عقل را مرکز

قبله ی دل زحسن نیست شد

کرد احیای صاحبان کمال

عالم آباد از این عمارت شد

کاشف الغم شد از غمام کرم

فارج الهم ز حرز همت شد

خواست نورس چو سال تاریخش

فرج حال بعد شدت شد

(۱۱۰۲ ه ق)

ادامه‌ی قطعات و مثنویات

  1. ۴.ماده تاریخشه دنیا و دین سلطان حسین است
  2. ۵در آتش است چو نعل از بتان نو خطش
  3. ۶سخن چون مغز گویم پوست کنده
  4. ۷چرا به هند که رنگ از دلم بر او نرود
  5. ۸از رشک تو شمع شد فرنگی
  6. ۹تا توان شد چو نوبهار خلیق
  7. ۱۰مردمان را اگر تو نشناسی
  8. ۱۱به جز خدا به کسی نیست احتیاج مرا
همه‌ی قطعات و مثنویات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.