پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش اول

شمارهٔ ۲۹

بیرون نکنی تا ز سر این کبر و منی را

دیدار نه بینی رخ یار یمنی را

تا جلوه دهد چهره زیبا خود آن یار

بزدای ز آئینه دل زنک منی را

برقامت جان جامه هستی نزده چاک

بیهوده بود جیب دریدن کفنی را

ز دیار مگر شانه بر آن زلف معنبر

کز وی شنوم نکهت مشک ختنی را

در خلوت دل قامت دلدار خرامان

خاطر ندهم جلوه سرو چمنی را

دل دید چه پا بست سر کوی توام گفت

در کعبه که دیده است مقید و ثنی را

خوش آنکه چو نور علیش دیده بود جا

مست می اسرار اویس قرنی را

ادامه‌ی بخش اول

  1. شمارهٔ ۳۱تا گمان پاو سر کردیم ما
  2. شمارهٔ ۳۲باز ساز عشق سر کردیم ما
  3. شمارهٔ ۳۳بزم عشق است و همه شیشه و جامست اینجا
  4. شمارهٔ ۳۴خوش نور خدائیست عیان در نظر ما
  5. شمارهٔ ۳۵نقش بند طلسم اسما ما
  6. شمارهٔ ۳۶نفسی بی جمال دلبر ما
  7. شمارهٔ ۳۷دلبر ما نشسته بر در ما
  8. شمارهٔ ۳۸فکر اگر ای سیمتن داری بتذخیر طلا
همه‌ی بخش اول ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.