پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

رباعیات

شمارهٔ ۷

با دل گفتم کجا شد آن حشمت ما

مخدوم نمی خواست مگر خدمت ما

آری به خداوند تعالی ور نه

ما را به که بگذاشت ولی نعمت ما

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۹در هیچ صدف نیست چند دردانه ما
  2. شمارهٔ ۱۰تن بود گرو کرده جان از مبدأ
  3. شمارهٔ ۱۱ای ذات تو مطلقا همه چون و چرا
  4. شمارهٔ ۱۲بوی گل رز کرد مرا مست و خراب
  5. شمارهٔ ۱۳هنگام صبوح چون درآیی از خواب
  6. شمارهٔ ۱۴خواهم ز تو چیزی به معمایی خوب
  7. شمارهٔ ۱۵ساقی به گه سپیده بر خویش بجنب
  8. شمارهٔ ۱۶آنجا که دل سوخته ما آنجاست
همه‌ی رباعیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.