پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

رباعیات

شمارهٔ ۱۴

خواهم ز تو چیزی به معمایی خوب

کان هست چو طبعت به لطافت منسوب

دانی چه سوال می کنم باده بنه

نصفیش مصحف کن و نصفی مقلوب

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۶آنجا که دل سوخته ما آنجاست
  2. شمارهٔ ۱۷زین واقعه سیاره و افلاک بسوخت
  3. شمارهٔ ۱۸بی‌خویشتنم و دیش یگانهٔ ماست
  4. شمارهٔ ۱۹جان زنده دل از نسیم جانانه ماست
  5. شمارهٔ ۲۰آنی تو که شیوه تو برگزیده ی ماست
  6. شمارهٔ ۲۱نه در خور اوییم و نه او لایق ماست
  7. شمارهٔ ۲۲معموری روزگار ویرانی ماست
  8. شمارهٔ ۲۳هر دم که خیال از نظرم بگذشتست
همه‌ی رباعیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.