پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

ای در نقاب حسن نهان کرده آفتاب

خطّی بر آفتاب کشیده ز مشک ناب

آتش فکنده در جگر لاله عارضت

وز برگ نسترن بر و رویت ببرده آب

باد صبا ز بوی عرقچین نازکت

چون روضه از روایح فردوس مستطاب

لاله ز غیرت رخ گل گون تو به داغ

سنبل ز رشک گیسوی مفتول توبه تاب

گر بگذرد ز بغلتاق تو نسیم

بر گل ستان ز آتش غیرت شود گل آب

عیبت همین که دیر به ما می رسی و زود

بنیاد عهد می کنی و می کنی خراب

آرام نیست بی تو دل بی قرار ما

دانی به خون خویش چرا می کند شتاب

مشتاق را شکیب نباشد ز روی دوست

سیماب را گریز نباشد ز اضطراب

بی وجه بود خطّ تو بر وجه خون من

بر خون من چه حاجت خطی ست نا صواب

غوغای غمزه ی تو ز مغزم ببرد هوش

سودای نرگس تو ز چشمم ربود خواب

رنگ لب تو دارد برگ نشاط تو

زان فتنه شد نزاری شوریده بر شراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱خوش بود بر طلوع صبح شراب
  2. شمارهٔ ۷۲روز برف است بیایید و بیارید شراب
  3. شمارهٔ ۷۳وقف کردم هستی خود بر شراب
  4. شمارهٔ ۷۴ای دلم با تو چو در شیشه ی شفاف شراب
  5. شمارهٔ ۷۵راحت روح شاهدست و شراب
  6. شمارهٔ ۷۶کاش برون آمدی یوسف ما از نقاب
  7. شمارهٔ ۷۷ماه نو بنمود رخسار از نقاب
  8. شمارهٔ ۷۸قیامت بر انگیخت ما را ز خواب
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.