پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

جان و جانان، دل و دلبر به هم است

تن اگر دور بماند چه غم است

چشم و زلف تو ببایست که نیست

ورنه از سنبل و نرگس چه کم است

سینه با مهر تو آتشکده است

دیده با چهر تو بحرالارم است

بی تو من، من نیم و با تو توام

بی تو یا با تو وجودم عدم است

تو کرم میکنی ار تیغ زنی

من اگر جان نفشانم ستم است

مگر این شهر دل ماست نشاط

که در اینجا نشاط و نه غم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶شاهد ما چه غم ار پرده دروقلاش است
  2. شمارهٔ ۵۷فرخنده طایری که گرفتار دام تست
  3. شمارهٔ ۵۸گر بسوزیم بآتش همه گویند سزاست
  4. شمارهٔ ۵۹وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست
  5. شمارهٔ ۶۰گر شهر حرام است و گرماه صیام است
  6. شمارهٔ ۶۱مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است
  7. شمارهٔ ۶۲عشق آفت و حسن دلفریب است
  8. شمارهٔ ۶۳شمشیر تو چشمه ی حیات است
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.