پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

گر بسوزیم بآتش همه گویند سزاست

در خور جورم و از فضل توام چشم عطاست

گر بخوانی زعطا سر زخطا در پیش است

ور برانی بجفا روی امیدم بقفاست

من بخود هر چه کنم گر کرم است آن ستم است

تو جفا می نکنی ور بکنی عین وفاست

ای بسا لطف که در چشم بصیرت قهر است

باز قهریست که در پیش نظر لطف نماست

آتش دوزخ و آن چشمه ی جان بخش بهشت

شعله ای از دل من، رشحه ای از دست شماست

دفتر عشق سراسر همه خواندیم ولی

آنچه در یاد بماندست فراموشی ماست

شادمانی جهان است که فانی گردد

غم بدان دل نبرد ره که نشاطش به خداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰گر شهر حرام است و گرماه صیام است
  2. شمارهٔ ۶۱مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است
  3. شمارهٔ ۶۲عشق آفت و حسن دلفریب است
  4. شمارهٔ ۶۳شمشیر تو چشمه ی حیات است
  5. شمارهٔ ۶۴رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
  6. شمارهٔ ۶۵اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
  7. شمارهٔ ۶۶جز بر این در سری به سامان نیست
  8. شمارهٔ ۶۷درد ما را نوبت بهبودی است
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.