پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست

لب ساغر بلب و طره ی ساقی در دست

کف زنان، دست فشان، از دو جهان بر دو جهان

پرده بردارم و بیرون فکنم هرچه که هست

تا که آید بمیان تیغ برآرم ز نیام

تا که افتد بنشان تیر گشایم از شست

جام کز دست نگار است چه شیرین و چه تلخ

جا که در مجلس بار است چه بالا و چه پست

نه همین از تو نصیب دل ما آزار است

جز خرابی نکند هر که در این خانه نشست

تا بدانی که بجز سوی تو پروازم نیست

بال بگشا و نگه دار سر رشته بدست

عجبی نیست که جز سوی تو رفتارم نیست

که به یکسوی رود ماهی افتاده بشست

بدلی زخم مزن ور بزنی رحم میار

که چو بشکست بهم شیشه نشاید پیوست

زحمت خرقه و سجاده برم چند نشاط

همه دانند که من رندم و دیوانه و مست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است
  2. شمارهٔ ۶۲عشق آفت و حسن دلفریب است
  3. شمارهٔ ۶۳شمشیر تو چشمه ی حیات است
  4. شمارهٔ ۶۴رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
  5. شمارهٔ ۶۵اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
  6. شمارهٔ ۶۶جز بر این در سری به سامان نیست
  7. شمارهٔ ۶۷درد ما را نوبت بهبودی است
  8. شمارهٔ ۶۸نوبت عیداست و عید دولت و دین است
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.