پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

شاهد ما چه غم ار پرده دروقلاش است

آفتاب است و نهان از نظر خفاش است

مردمان بیشتر آنست که غافل گذرند

زحدیثی که بهر کوچه و برزن فاش است

دل بی عشق بهر لحظه اسیر هوسی ست

خانه بی خانه خدا لعبگه او باش است

همه دانند که من بنده ی عشقم، چه عجب

عاقلان را بمن ای خواجه اگر پرخاش است

من یکی کودک نادانم و او استاد است

من یکی صورت بیجانم و او نقاش است

گر کشد ازنگهی زنده کند باز نشاط

آنکه تقدیر حیات از لب جان افزاش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸گر بسوزیم بآتش همه گویند سزاست
  2. شمارهٔ ۵۹وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست
  3. شمارهٔ ۶۰گر شهر حرام است و گرماه صیام است
  4. شمارهٔ ۶۱مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است
  5. شمارهٔ ۶۲عشق آفت و حسن دلفریب است
  6. شمارهٔ ۶۳شمشیر تو چشمه ی حیات است
  7. شمارهٔ ۶۴رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
  8. شمارهٔ ۶۵اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.