پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

سرم خوش است و دو عالم به مدعای من است

بهر چه می نگرم گویی از برای من است

بکس نیاز ندارم بخویش نیز مگر

یکی خدا و یکی سایه ی خدای من است

دوکون و هر چه در او هست هیچ و من هستم

که نیستم من و هستی او بقای من است

شبم بروی تو بگذشت تا سحر چه عجب

که چشم عالمی امروز در قفای من است

چه غم که شحنه ببازار و شیخ در شهر است

شراب در خم و معشوق ز سرای من است

گهی بطره ی مشکین خویش عقده فکن

گهی به پنجه ی سیمین گره گشای من است

نه دوستیم و نه دشمن بخواجه لیک مرا

از او چه سود که بیگانه آشنای من است

بجز خدای چه حاجت مرا نشاط بکس

که در دعای شهنشاه مدعای من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱خاک بادا بسری کش اثر از سنگی نیست
  2. شمارهٔ ۵۲بستم ز دعا لب که دعا بی هوسی نیست
  3. شمارهٔ ۵۳زاهد ار ره ندهد خانه ی خماری هست
  4. شمارهٔ ۵۴جان و جانان، دل و دلبر به هم است
  5. شمارهٔ ۵۵آگاه کسی ز کار ما نیست
  6. شمارهٔ ۵۶شاهد ما چه غم ار پرده دروقلاش است
  7. شمارهٔ ۵۷فرخنده طایری که گرفتار دام تست
  8. شمارهٔ ۵۸گر بسوزیم بآتش همه گویند سزاست
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.