پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

افلاک فتنه زاده به دامان روزگار

برکرده سر بلا ز گریبان روزگار

سیب ذقن مگوی بگو گوی آفتاب

زلفش ربوده از خم چوگان روزگار

گاهی که عقل بر سر جمعیت آمده

عشقش به هم زده سر و سامان روزگار

دل چون شناوری که عزیزش ز کف ربود

خود را فگنده بر سر طوفان روزگار

از سرنوشت ساقی دوران ما قضا

بشکسته خامه در کف دیوان روزگار

ایزد چو کرده عامل چشمانش فتنه را

صدبار گفته جان تو و جان روزگار

نابود تا نگشته به سودای زلف او

خود را نکرده جمع پریشان روزگار

شور ملاحتش شده داروی زخم ها

درد محبتش شده درمان روزگار

افغان که جای بودن و جنبیدنم نماند

زخمم نشسته بر سر پیکان روزگار

از قهر جیب و سینه خود پاره می کنم

دستم نمی رسد به گریبان روزگار

صبح اجل رسید و پر و بال می زنم

در حسرت فروغ شبستان روزگار

راهی به سوی قبله حاجت نمی برم

سرگشته ام میان بیابان روزگار

جولان افتخار از آن سو مگر کنم

رخشم گذشته از سر میدان روزگار

گویی که کام کودک و پستان مادر است

زخم «نظیری » و سر پیکان روزگار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸غم گرد فراق دید از دور
  2. شمارهٔ ۲۷۹تعظیم پیام دل آگاه نگه دار
  3. شمارهٔ ۲۸۰دارم دلی ز طایر وحشی رمیده تر
  4. شمارهٔ ۲۸۱هردم از زلف تو دارم کافرستانی دگر
  5. شمارهٔ ۲۸۲ای صبا از گل عطار نشانی به من آر
  6. شمارهٔ ۲۸۳درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر
  7. شمارهٔ ۲۸۴فارغ تر از دل تو ندیدم دلی دگر
  8. شمارهٔ ۲۸۵هر که از درگه تو گردد باز
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.