پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

چشمش به راهی می رود مژگان نمناکش نگر

در سینه دارد آتشی پیراهن چاکش نگر

دامی که زلف انداخته در گردن سیمینش بین

خونی که مژگان ریخته بر دامن پاکش نگر

شرم از میان برخاسته مهر از دهان برداشته

گفتار بی ترسش ببین رفتار بی باکش نگر

قصد فریبی می کند، سوی غزالی می چمد

آن چشم آهوگیر را باز زلف پیچانش نگر

از کوی معشوق آمده شوریدگان در حلقه اش

از صید آهو می رسد شیران به فتراکش نگر

دل برده در دل باختن معشوق عاشق پیشه بین

بگرفته در انداختن بازوی چالاکش نگر

وحشی غزالی کز صبا رم در بیابان می خورد

رام «نظیری » می شود در هوش و ادراکش نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار
  2. شمارهٔ ۲۷۸غم گرد فراق دید از دور
  3. شمارهٔ ۲۷۹تعظیم پیام دل آگاه نگه دار
  4. شمارهٔ ۲۸۰دارم دلی ز طایر وحشی رمیده تر
  5. شمارهٔ ۲۸۱هردم از زلف تو دارم کافرستانی دگر
  6. شمارهٔ ۲۸۲ای صبا از گل عطار نشانی به من آر
  7. شمارهٔ ۲۸۳درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر
  8. شمارهٔ ۲۸۴فارغ تر از دل تو ندیدم دلی دگر
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.