پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

فارغ تر از دل تو ندیدم دلی دگر

ایزد تو را سرشته ز آب و گلی دگر

گر مرغ سدره را بکشی مایلی که باز

در خاک و خون طپیده شود بسملی دگر

هر مشکلی که عاجزی ما بیان کند

آسان کنی که پیش نهی مشکلی دگر

از آب و گل غرض شجر قامت تو بود

عالم نداد بهتر ازین حاصلی دگر

از نور محفل تو جهان درگرفته است

نفروخته چراغ تو از محفلی دگر

خاطر به منتهای جمالت نمی رسد

دارم به هر مشاهده ات منزلی دگر

از ماهتاب روی که غیر از جمال دوست

دریای عشق را نبود ساحلی دگر

مستان اساس میکده زیبا نهاده اند

رسمی اگر ز نو ننهد عاقلی دگر

ساقی قدح به کف تو «نظیری » نظر بغیر

دوران ندیده است چو تو غافلی دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶آن را که برد به مسند راز
  2. شمارهٔ ۲۸۷تو درنیافته‌ای لذت وفا هرگز
  3. شمارهٔ ۲۸۸بخت ما سست و عشق تو فیروز
  4. شمارهٔ ۲۸۹ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز
  5. شمارهٔ ۲۹۰چرخ پرویز نیست آتش بیز
  6. شمارهٔ ۲۹۱غمم به عیش درآمیخت عشق رنگ آمیز
  7. شمارهٔ ۲۹۲شوریده است آب و گل قالبم هنوز
  8. شمارهٔ ۲۹۳دل ها همه به بوی گل آویختست باز
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.