پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

تو درنیافته‌ای لذت وفا هرگز

دلت به مهر نگردیده آشنا هرگز

همه فرایض جور و جفا به جای آری

نمی شود ز تو بدعهدی قضا هرگز

به هر بلا که کنی مبتلا ملاطفتست

که چاشنی ندهد عشق بی بلا هرگز

خلل پذیر نگردد به هیچ عصیان عشق

که این چراغ نمی میرد از هوا هرگز

به بی نیازی همت چنان غنی شده ام

که التفات ندارم به کیمیا هرگز

گران فروخته ما جان و دل به جلوه تو

تو چون کریم نگردیده بر قفا هرگز

«نظیری » از پی حرص مراد کمتر رو

نمی‌رسد غم عالم به انتها هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز
  2. شمارهٔ ۲۹۰چرخ پرویز نیست آتش بیز
  3. شمارهٔ ۲۹۱غمم به عیش درآمیخت عشق رنگ آمیز
  4. شمارهٔ ۲۹۲شوریده است آب و گل قالبم هنوز
  5. شمارهٔ ۲۹۳دل ها همه به بوی گل آویختست باز
  6. شمارهٔ ۲۹۴سخن گویید با من کمتر امروز
  7. شمارهٔ ۲۹۵خمش ز لابه که طبعش مشوشست هنوز
  8. شمارهٔ ۲۹۶جام گیر اختر افتاده بر افلاک انداز
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.