پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۷۳ - قفل گر

قفل گر امرد مرا کرد از در خود ناامید

گفتمش قفل تو را خواهم گشادن بی کلید

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۷۵ - قفل گربا نگار قفل گر دیروز سودا ساختم
  2. شمارهٔ ۲۷۶ - قفل گربا نگار قفل گر گفتم دکان خود نمای
  3. شمارهٔ ۲۷۷ - خس کششوخ خس کش را سخن چندان که گفتم کس نشد
  4. شمارهٔ ۲۷۸ - مشکابمشکاب امرد من لب تشنه را بی تاب کرد
  5. شمارهٔ ۲۷۹ - مرده شویمرده شوی امرد که یاد از آب حیوان می دهد
  6. شمارهٔ ۲۸۰ - مرده شویمرده شوی امرد که جان بخشد تن افسرده را
  7. شمارهٔ ۲۸۱ - مصوریک دم آن شوخ مصور چهره با من وا نکرد
  8. شمارهٔ ۲۸۲ - شاطردلبر شاطر دمی بر مدعای من نشد
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.