پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۸۱ - مصور

یک دم آن شوخ مصور چهره با من وا نکرد

تا نبردم خانه خود صورتی پیدا نکرد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۸۳ - حافظدلبر حافظ من غمدیده را دلشاد کرد
  2. شمارهٔ ۲۸۴ - حافظاز نوای آن مه حافظ سخن سر ساختم
  3. شمارهٔ ۲۸۵ - لچک دوزتا لچک دوزی شده زنجیر مو را دلپسند
  4. شمارهٔ ۲۸۶ - روغنگردلبر روغنگر امشب گشت با من همنشین
  5. شمارهٔ ۲۸۷ - روغنگردلبر روغن فروشم می کشد روغن ز آب
  6. شمارهٔ ۲۸۸ - جگر کباب پزشوخ جگر کباب پزم هست آفتاب
  7. شمارهٔ ۲۸۹ - حلیم سازشوخ حلیم ساز که پیوند اوست سست
  8. شمارهٔ ۲۹۰ - خمیرگیرشوخ خمیرگیر که نرم است چون پنیر
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.