پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۹۰ - خمیرگیر

شوخ خمیرگیر که نرم است چون پنیر

دایم به زور مشت کند خواب چون خمیر

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۹۲ - آهنگرراه آهنگر سپر کردم به مژگان رفت و روب
  2. شمارهٔ ۲۹۳ - آهنگررفتم امشب بر دکان شوخ آهنگر ز غم
  3. شمارهٔ ۲۹۴ - کرناییشوخ کرنایی که باشد تیز چشم و جنگجو
  4. شمارهٔ ۲۹۵ - کرناییشوخ کرنایی مرا با خویش آخر یار شد
  5. شمارهٔ ۲۹۶ - بریانگرگفتمش با شوخ بریانگر بکن درمان من
  6. شمارهٔ ۲۹۷ - دوکتراشبا زنان دارد ز چرمک دوکتراش من سخن
  7. شمارهٔ ۲۹۸ - دوکتراشدوکتراش امرد سر خود گاه بالا می کند
  8. شمارهٔ ۲۹۹ - داربازدارباز امرد که باشد مشق او مرغوب من
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.