پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۹۴ - کرنایی

شوخ کرنایی که باشد تیز چشم و جنگجو

عاشقان را می گریزاند به آواز گلو

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۹۶ - بریانگرگفتمش با شوخ بریانگر بکن درمان من
  2. شمارهٔ ۲۹۷ - دوکتراشبا زنان دارد ز چرمک دوکتراش من سخن
  3. شمارهٔ ۲۹۸ - دوکتراشدوکتراش امرد سر خود گاه بالا می کند
  4. شمارهٔ ۲۹۹ - داربازدارباز امرد که باشد مشق او مرغوب من
  5. شمارهٔ ۳۰۰ - داربازدارباز امرد چو مه جایش بود بر آسمان
  6. شمارهٔ ۳۰۱ - هیزم فروشبا مه هیزم فروش از سوز دل گفتم سخن
  7. شمارهٔ ۳۰۲ - کاتبدلبر کاتب که می داند سراسر حال من
  8. شمارهٔ ۳۰۳ - کاتبدلبر کاتب خط او کرده چشمم را سیاه
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.