پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۷۸ - مشکاب

مشکاب امرد من لب تشنه را بی تاب کرد

در درون خانه تا بردم دلم را آب کرد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۸۰ - مرده شویمرده شوی امرد که جان بخشد تن افسرده را
  2. شمارهٔ ۲۸۱ - مصوریک دم آن شوخ مصور چهره با من وا نکرد
  3. شمارهٔ ۲۸۲ - شاطردلبر شاطر دمی بر مدعای من نشد
  4. شمارهٔ ۲۸۳ - حافظدلبر حافظ من غمدیده را دلشاد کرد
  5. شمارهٔ ۲۸۴ - حافظاز نوای آن مه حافظ سخن سر ساختم
  6. شمارهٔ ۲۸۵ - لچک دوزتا لچک دوزی شده زنجیر مو را دلپسند
  7. شمارهٔ ۲۸۶ - روغنگردلبر روغنگر امشب گشت با من همنشین
  8. شمارهٔ ۲۸۷ - روغنگردلبر روغن فروشم می کشد روغن ز آب
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.