پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۲ - کلال

آن کلال امرد که او را بود منزل جان و دل

خانه بردم ماند دستش در میان آب و گل

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۴ - تماکو فروششوخ تماکو فروش هست سر تا پای غش
  2. شمارهٔ ۲۵ - درزیاز غم آن شوخ درزی جامه خود سوختم
  3. شمارهٔ ۲۶ - درزیشوخ درزی را شبی در بر کشیدم جامه وار
  4. شمارهٔ ۲۷ - درزیرشته بر پا دلبر درزی شبی آمد مرا
  5. شمارهٔ ۲۸ - درزیخانه آن شوخ درزی را زیارت ساختم
  6. شمارهٔ ۲۹ - پوستین دوزپوستین دوزم که از رخ پوستینش در بر است
  7. شمارهٔ ۳۰ - پوستین دوزپوستین دوز امرد من دلبر سنجیده است
  8. شمارهٔ ۳۱ - قصابدلبر قصاب من آمد دکان خود گشاد
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.