پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۷۱

گر باد بر آن زلف پریشان زندت

مه طال بقا از بن دندان زندت

ای ناصح من ز خود برآئی و ز نصح

گر زانچه دلم چشیده بر جان زندت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۷۳گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفت
  2. رباعی شمارهٔ ۳۷۴گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۷۵گر در وصلی بهشت یا باغ اینست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۷۶گر دف نبود نیشکر او دف ماست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۷۷گر شرم همی از آن و این باید داشت
  6. رباعی شمارهٔ ۳۷۸گرمای تموز از دل پردرد شماست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۷۹گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
  8. رباعی شمارهٔ ۳۸۰کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.