پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۷۴

گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست

ور طعنهٔ عشقت شنوم ننگی نیست

با وصل خوشت میزیم و میگریم

وصلی که در او فراق را رنگی نیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۷۶گر دف نبود نیشکر او دف ماست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۷۷گر شرم همی از آن و این باید داشت
  3. رباعی شمارهٔ ۳۷۸گرمای تموز از دل پردرد شماست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۷۹گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
  5. رباعی شمارهٔ ۳۸۰کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۸۱کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۸۲گفتار تو زر و فعلت ارزیزین است
  8. رباعی شمارهٔ ۳۸۳گفتا که بیا سماع در کار شده‌است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.