پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۷۳

گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفت

بیغم بود آنکه عشق محکم بگرفت

یک ذره نگر که پای در عشق بکوفت

وان ذره جهان شد که دو عالم بگرفت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۷۵گر در وصلی بهشت یا باغ اینست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۷۶گر دف نبود نیشکر او دف ماست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۷۷گر شرم همی از آن و این باید داشت
  4. رباعی شمارهٔ ۳۷۸گرمای تموز از دل پردرد شماست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۷۹گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
  6. رباعی شمارهٔ ۳۸۰کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۸۱کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۸۲گفتار تو زر و فعلت ارزیزین است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.