پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۶۷

عمریست که جان بنده بی‌خویشتن است

و انگشت‌نمای عالمی مرد و زن است

برخاستن از جان و جهان مشکل نیست

مشکل ز سر کوی تو برخاستن است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۶۹گر آتش دل نیست پس این دود چراست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۷۰گر آه کنم آه بدین قانع نیست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۷۱گر باد بر آن زلف پریشان زندت
  4. رباعی شمارهٔ ۳۷۲گر بر سر شهوت و هوا خواهی رفت
  5. رباعی شمارهٔ ۳۷۳گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفت
  6. رباعی شمارهٔ ۳۷۴گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۷۵گر در وصلی بهشت یا باغ اینست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۷۶گر دف نبود نیشکر او دف ماست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.