پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۵۷

بی‌یار نماند هرکه با یار بساخت

مفلس نشد آنکه با خریدار بساخت

مه نور از آن گرفت کز شب نرمید

گل بوی از آن یافت که با خار بساخت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۵۹تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
  2. رباعی شمارهٔ ۲۶۰تا چهرهٔ آفتاب جان رخشانست
  3. رباعی شمارهٔ ۲۶۱تا حاصل دردم سبب درمان گشت
  4. رباعی شمارهٔ ۲۶۲تا در دل من صورت آن رشک پریست
  5. رباعی شمارهٔ ۲۶۳تا ظن نبری دور زمانم کشته است
  6. رباعی شمارهٔ ۲۶۴تا ظن نبری که این زمین بیهوشست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۶۵تا عرش ز سودای رخش ولوله‌هاست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۶۶تا من بزیم پیشه و کارم اینست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.