پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۳۱

با شب میگو که روز ما را شب نیست

در مذهب عشق و عشق را مذهب نیست

عشق آن بحریست کش کران ولب نیست

بس غرقه شوند و ناله و یارب نیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۳۳با عشق نشین که گوهر کان تو است
  2. رباعی شمارهٔ ۲۳۴با ما ز ازل رفته قراری دگر است
  3. رباعی شمارهٔ ۲۳۵با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست
  4. رباعی شمارهٔ ۲۳۶با هرکه نشستی و نشد جمع دلت
  5. رباعی شمارهٔ ۲۳۷با هستی و نیستیم بیگانگی است
  6. رباعی شمارهٔ ۲۳۸پای تو گرفته‌ام ندارم ز تو دست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۳۹پائی که همی رفت به سروستان مست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۴۰برجه که سماع روح برپای شده است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.