پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۳۵

با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست

بی‌هیچ زیان ناله و فریاد تو چیست

گفتا ز شکر بریدند اینک مرا

بی‌ناله و فریاد نمیدانم زیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۳۷با هستی و نیستیم بیگانگی است
  2. رباعی شمارهٔ ۲۳۸پای تو گرفته‌ام ندارم ز تو دست
  3. رباعی شمارهٔ ۲۳۹پائی که همی رفت به سروستان مست
  4. رباعی شمارهٔ ۲۴۰برجه که سماع روح برپای شده است
  5. رباعی شمارهٔ ۲۴۱برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات
  6. رباعی شمارهٔ ۲۴۲برکان شکر چند مگس را غوغاست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۴۳بر ما رقم خطا پرستی همه هست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۴۴بر من در وصل بسته میدارد دوست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.