پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۱۴

این مستی من ز بادهٔ حمرا نیست

وین باده به جز در قدح سودا نیست

تو آمده‌ای که بادهٔ من ریزی

من آن باشم که باده‌ام پیدا نیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۱۶این نعره عاشقان ، ز شمع طرب است
  2. رباعی شمارهٔ ۲۱۷این همدم اندرون که دم میدهدت
  3. رباعی شمارهٔ ۲۱۸ای هر بیدار با خبرهای تو خفت
  4. رباعی شمارهٔ ۲۱۹ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت
  5. رباعی شمارهٔ ۲۲۰ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
  6. رباعی شمارهٔ ۲۲۱با تو سخنان بیزبان خواهم گفت
  7. رباعی شمارهٔ ۲۲۲با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت
  8. رباعی شمارهٔ ۲۲۳باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.