پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۱۹

ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت

وی هرچه گهر فتاده در پای لبت

از راهزنان رسیده جانم تا لب

گر ره ندهی وای من و وای لبت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۲۱با تو سخنان بیزبان خواهم گفت
  2. رباعی شمارهٔ ۲۲۲با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت
  3. رباعی شمارهٔ ۲۲۳باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت
  4. رباعی شمارهٔ ۲۲۴با دشمن تو چو یار بسیار نشست
  5. رباعی شمارهٔ ۲۲۵با دل گفتم که دل از او جیحونست
  6. رباعی شمارهٔ ۲۲۶باران به سر گرم دلی بر میریخت
  7. رباعی شمارهٔ ۲۲۷با روز بجنگیم که چون روز گذشت
  8. رباعی شمارهٔ ۲۲۸بازآی که یار بر سر پیمانست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.