پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۲۲

با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت

با تو سخن مرگ نمی‌شاید گفت

جان طالب منزلست و منزل مرگست

اما خر تو میانهٔ راه بخفت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۲۴با دشمن تو چو یار بسیار نشست
  2. رباعی شمارهٔ ۲۲۵با دل گفتم که دل از او جیحونست
  3. رباعی شمارهٔ ۲۲۶باران به سر گرم دلی بر میریخت
  4. رباعی شمارهٔ ۲۲۷با روز بجنگیم که چون روز گذشت
  5. رباعی شمارهٔ ۲۲۸بازآی که یار بر سر پیمانست
  6. رباعی شمارهٔ ۲۲۹با شاه هر آنکسی که در خرگاهست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۳۰با شب گفتم گر بمهت ایمانست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۳۱با شب میگو که روز ما را شب نیست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.