پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۱۷

این همدم اندرون که دم میدهدت

امید رسیدن به حرم می‌دهدت

تو تا دم آخرین دم او میخور

کان عشوه نباشد ز کرم میدهدت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۱۹ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت
  2. رباعی شمارهٔ ۲۲۰ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
  3. رباعی شمارهٔ ۲۲۱با تو سخنان بیزبان خواهم گفت
  4. رباعی شمارهٔ ۲۲۲با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت
  5. رباعی شمارهٔ ۲۲۳باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت
  6. رباعی شمارهٔ ۲۲۴با دشمن تو چو یار بسیار نشست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۲۵با دل گفتم که دل از او جیحونست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۲۶باران به سر گرم دلی بر میریخت
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.