پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۸۱

ما انصف ندمانی، لو انکر ادمانی

فالقهوة من شرطی، لاالتوبة من شانی

ریحان به سفال اندر بسیار بود دانی

آن جام سفالین کو؟ وان راوق ریحانی

لو تمزجها بالدم، من ادمع اجفانی

یزداد لها صبغ فی احمر القانی

صف‌های پری‌رویان، در بزم سلیمانی

با نغمهٔ داودی، مرغ خوش الحانی

یا یوسف عللنی، لو لامک اخوانی

کم من علل یشفی، من علة احزانی

شو گوش خرد برکش، چون طفل دبستانی

تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی

اقبلت علی وصلی، راحلت لهجرانی

این القدم الاول؟ این‌النظر الثانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۸۳ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۸۴کسی کو را بود خلق خدایی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۸۵عزیزی و کریم و لطف داری
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۸۶بگو ای تازه رو، کم کن ملولی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸۷اتی‌النیروز مسرورالجنان
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۸۸ادر کاسی و دعنی عن فنونی
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۸۹یا ساقی اسقنی براح
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۹۰سلب‌العشق فؤادی، حصل‌الیوم مرادی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.