پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰۰

ببست خواب مرا جاودانه دلداری

به زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری

به خواب هم نتوان دید خواب چشم مرا

چو مرده‌ای که درافتاد در نمکساری

کجاست خواب و کجا چشم و کو قرار دلی

کجا گذارد این فتنه صبر صباری

اگر چه کوه بود عقل همچو که بپرد

ببین چه صرصر باهیبتست این باری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۰۲برست جان و دلم از خودی و از هستی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۰۳پدید گشت یکی آهوی در این وادی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۰۴طواف کعبه دل کن اگر دلی داری
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۰۵ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۰۶فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۰۷میان تیرگی خواب و نور بیداری
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۰۸به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانی
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۰۹کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.