پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰۷

دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی

اختر و گردون اختر و گردون برده ز زهره جام حبیبی

جمله جان‌ها جمله جان‌ها بسته پر و پا بسته پر و پا

همچو دل من همچو دل من دلخوش اندر دام حبیبی

دام تو خوشتر دام تو خوشتر از می احمر وز زر اخضر

از زر پخته از زر پخته نادره‌تر بد خام حبیبی

نور رخ شه نور رخ شه حسرت صد مه رهزن صد ره

صبح سعادت صبح سعادت درج شده در شام حبیبی

مخزن قارون مخزن قارون اختر گردون ملک همایون

گر بدهد جان گر بدهد جان او نگزارد وام حبیبی

عام شده‌ست این عام شده‌ست این نظم سخن‌ها لیک تو این بین

ای شده قربان ای شده قربان خاص جهان در عام حبیبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۰۹آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۱۰روی من از روی تو دارد صد روشنی
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۱۱هر نفسی از درون دلبر روحانیی
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۱۲ای دل چون آهنت بوده چو آیینه‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۱۳یار در آخرزمان کرد طرب سازیی
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۱۴رو که به مهمان تو می‌نروم ای اخی
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۱۵جان و جهان می‌روی جان و جهان می‌بری
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۱۶بازرهان خلق را از سر و از سرکشی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.