پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۶۱

در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی

بر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی

هر ذره‌ای دوان است تا زندگی بیابد

تو ذره‌ای نداری آهنگ زندگانی

گر ز آنک زندگانی بودی مثال سنگی

خوش چشمه‌ها دویدی از سنگ زندگانی

در آینه بدیدم نقش خیال فانی

گفتم: «چه ای تو؟» گفتا:« من زنگ زندگانی»

اندر حیات باقی یابی تو زندگان را

وین باقیان کیانند دلتنگ زندگانی

آن‌ها که اهل صلحند بردند زندگی را

وین ناکسان بمانند در جنگ زندگانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۶۳می‌زن سه‌تا که یک‌تا گشتم مکن دوتایی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۶۴دی دامنش گرفتم کای گوهر عطایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۶۵ای برده اختیارم تو اختیار مایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۶۶هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز مایی
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۶۷آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۶۸ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۶۹بوی کباب داری تو نیز دل کبابی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷۰با صد هزار دستان آمد خیال یاری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.