پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۶۳

می‌زن سه‌تا که یک‌تا گشتم مکن دوتایی

یا پردهٔ رهاوی یا پردهٔ رهایی

بی زیر و بی بَم تو ماییم در غم تو

در نای این نوا زن کافغان ز بی‌نوایی

قولی که در عراق است درمان این فراق است

بی قول دلبری تو آخر بگو کجایی

ای آشنای شاهان در پردهٔ سپاهان

بنواز جان ما را از راه آشنایی

در جمع سست‌رایان رو زنگله‌سرایان

کاری ببر به پایان تا چند سست‌رایی

از هر دو زیرافکند بندی بر این دلم بند

آن هر دو خود یکست و ما را دو می‌نمایی

گر یار راست کاری ور قول راست داری

در راست قول برگو تا در حجاز آیی

در پردهٔ حسینی عشاق را درآور

وز بوسلیک و مایه بنمای دلگشایی

از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو

تو شمع این سرایی ای خوش که می‌سرایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۶۵ای برده اختیارم تو اختیار مایی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۶۶هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز مایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۶۷آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۶۸ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۶۹بوی کباب داری تو نیز دل کبابی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷۰با صد هزار دستان آمد خیال یاری
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۷۱اندر قمارخانه چون آمدی به بازی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷۲ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.