پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۶۷

آمد ز نای دولت بار دگر نوایی

ای جان بزن تو دستی وی دل بکوب پایی

تابان شده‌ست کانی خندان شده جهانی

آراسته‌ست خوانی در می‌رسد صلایی

بر بوی نوبهاری بر روی سبزه زاری

در عشق خوش عذاری ما مست و های هایی

او بحر و ما سحابی او گنج و ما خرابی

در نور آفتابی ما همچو ذره‌هایی

شوریده‌ام معافم بگذار تا بلافم

مه را فروشکافم با نور مصطفایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۶۹بوی کباب داری تو نیز دل کبابی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۷۰با صد هزار دستان آمد خیال یاری
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۷۱اندر قمارخانه چون آمدی به بازی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۷۲ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۷۳ای از جمال حسن تو عالم نشانه‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷۴آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۷۵هر روز بامداد به آیین دلبری
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷۶شد جادوی حرام و حق از جادوی بری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.