پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲۹

ای خیالی که به دل می‌گذری

نی خیالی نی پری نی بشری

اثر پای تو را می‌جویم

نه زمین و نه فلک می‌سپری

گر ز تو باخبران بی‌خبرند

نه تو از بی‌خبران باخبری

مونس و یار دلی یا تو دلی

تو مقیم نظری یا نظری

ایها الخاطر فی مکرمه

قف زمانا بخداء البصر

لا تعجل به مرور و نوی

بدل اللیل بضؤ السحر

حسن تدبیرک قد صاغ لنا

الهیولی به حسان الصور

گر صور جان و هیولی خرد است

عشق تو دیگر و تو خود دگری

این هیولی پدر صورت‌هاست

ای تو کرده پدران را پدری

نی هیولای همه آبی بود

چه کند آب چو آبش ببری

گر هیولا و صور جان افزاست

دگرم عشوه مده تو دگری

از هیولا است صور ریگ روان

ریگ را هرزه چرا می‌شمری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۳۱از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۳۲چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۳۳ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۳۴گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۳۵گرچه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۳۶ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۳۷از بهر مرغ خانه چون خانه‌ای بسازی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۳۸آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.