پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۳۶

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی

چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی

خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی

همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی

ای فضل خوش چو جانی وز دیده‌ها نهانی

اندر اثر پدیدی در ذات ناپدیدی

ای گل چرا نخندی کز هجر بازرستی

ای ابر چون نگریی کز یار خود بریدی

ای گل چمن بیارا می‌خند آشکارا

زیرا سه ماه پنهان در خار می‌دویدی

ای باغ خوش بپرور این نورسیدگان را

کاحوال آمدنشان از رعد می‌شنیدی

ای باد شاخه‌ها را در رقص اندرآور

بر یاد آن که روزی بر وصل می‌وزیدی

بنگر بدین درختان چون جمع نیکبختان

شادند ای بنفشه از غم چرا خمیدی

سوسن به غنچه گوید هر چند بسته چشمی

چشمت گشاده گردد کز بخت در مزیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۳۸آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۳۹ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴۰چون زخمه رجا را بر تار می‌کشانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۴۱ای گوهر خدایی آیینه معانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴۲اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۴۳گرمی مجوی الا از سوزش درونی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۴۴ای مبدعی که سگ را بر شیر می‌فزایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۴۵ای حیله‌هات شیرین تا کی مرا فریبی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.