پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۸۵

هله آن به که خوری این می و از دست روی

تا به هر جا که روی خوشدل و سرمست روی

چرخ گردان به تو گردد که تو آب اویی

ماه چرخی چه زیان دارد اگر پست روی

ماهیی لیک چنان مست تو است آن دریا

همه دریا ز پی آید چو تو در شست روی

صدقات همه شاهان که سوی نیست رود

رو سوی هست نهد چون تو سوی هست روی

سابق تیزروانی تو در این راه دراز

وز ره رفق تو با این دو سه پابست روی

کسب عیش ابد آموز ز شمس تبریز

تا در آن مجلس عیشی که جنان است روی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۸۷بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۸۸به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۸۹ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۹۰سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۹۱هر که  از نیستی آید به سوی او خبری
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ای شه جاودانی وی مه آسمانی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۹۳قدر غم گر چشم سر بگریستی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۹۴با چنین رفتن به منزل کی رسی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.