پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۸۷

بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی

کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی

چون تو خواهی که شکرخایی غلط اندازی

ز پی خشم رهی ساعد و کف می‌خایی

صنما مغلطه بگذار و مگو تا فردا

چون توی پای علم نقد که را می‌پایی

ترشم گفتی و پیش شکر بی‌حد تو

عسل و قند چه دارند به جز سرکایی

گرچه من روترشم لیک خم سرکه نیم

ورچه هر جا بروم لیک نیم هرجایی

گر تو خوبی و منم آینه روی خوشت

پیش رو دار مرا چونک جهان آرایی

نی غلط گفتم سرمست بدم زفت زدم

کی بود آینه را با رخ تو گنجایی

نو فسونی است مرا سخت عجب پیشتر آ

تا به گوش تو فروخوانم ای بینایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۸۹ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۹۰سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۹۱هر که  از نیستی آید به سوی او خبری
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ای شه جاودانی وی مه آسمانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۹۳قدر غم گر چشم سر بگریستی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۹۴با چنین رفتن به منزل کی رسی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۹۵چاره‌ای کو بهتر از دیوانگی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۹۶قره العین منی ای جان بلی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.