پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱۹

اگر او ماه منستی شب من روز شدستی

اگر او همرهمستی همه را راه زدستی

وگر او چهره هستی به سر دست بخستی

ز کجا عقل بجستی ز کجا نیک و بدستی

وگر او در صمدیت بنمودی احدیت

به خدا کوه احد هم خوش و مست احدستی

و اگر باغ نه مستی که در او میوه برستی

ز کجا میوه تازه به درون سبدستی

سبد گفت رها کن سوی آن باغ نهان شو

اگر این گفت نبودی نه مدد بر مددستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۲۱تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲۲تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۲۳ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲۴مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۲۵مثل ذره روزن همگان گشته هوایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۲۶همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲۷بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲۸خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.