پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹۰

بار دیگر ملتی برساختی برساختی

سوی جان عاشقان پرداختی پرداختی

بار دیگر در جهان آتش زدی آتش زدی

تا به هفتم آسمان برتاختی برتاختی

پرده هفت آسمان بشکافتی بشکافتی

گوی را در لامکان انداختی انداختی

سوی جانان برشدی دامن کشان دامن کشان

جان‌ها را یک به یک بشناختی بشناختی

درزدی در طور سینا آتشی نو آتشی

کوه را و سنگ را بگداختی بگداختی

بود در بحر حقایق موج‌ها در موج‌ها

بر سر آن بحر جان می‌باختی می‌باختی

صبر کردی تا که دریا رام گشت و رام گشت

بهر کشتی بادبان افراختی افراختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۹۲سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۹۳این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۹۴ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۹۵ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۹۶ای که جان‌ها خاک پایت صورت اندیش آمدی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹۷تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۹۸در دو چَشمِ مَن نِشین اِی آن که از مَن مَن‌تری
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۹۹بی‌گهان شد بهر رفتن سوی روزن ننگری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.