پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۸۳

ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدی

ای تو شمع شب فروزی مرحبا شاد آمدی

خانقاه روحیان را از تو حلو و حمزها

جان جان صوفیانی الصلا شاد آمدی

شب چو چتر و مه چو سلطان می‌دود در زیر چتر

وز تو تخت و تاج ما و چتر ما شاد آمدی

بی گهان در پیش کردی روح‌های پاک را

ای صحابه عشق را چون مصطفی شاد آمدی

ای که آن رحمت نمودی از پی چندین فراق

می‌نگنجم زین طرب در هیچ جا شاد آمدی

من گمان‌ها داشتم اندر وفای لطف تو

لیک در وهمم نیامد این وفا شاد آمدی

پرده داری کن تو ای شب کان مه اندر خلوت است

مطربا پیوند کن تو پرده‌ها شاد آمدی

چون به نزد پرده دار شمس تبریزی رسی

بشنوی از شش جهت کای خوش لقا شاد آمدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۸۵گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۸۶آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۸۷ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۸۸آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸۹پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹۰بار دیگر ملتی برساختی برساختی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۹۱هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۹۲سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.