پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۸۰

پیش جوش عفو بی‌حد تو شاه

توبه کردن از گناه آمد گناه

بس که گمره را کنی بس جست و جو

گمرهی گشته‌ست فاضلتر ز راه

منطقم را کرد ویران وصف تو

راه گفتن بسته شد مانده‌ست آه

آه دردت را ندارم محرمی

چون علی اه می‌کنم در قعر چاه

چه بجوشد نی بروید از لبش

نی بنالد راز من گردد تباه

بس کن ای نی ز آنک ما نامحرمیم

زان شکر ما را و نی را عذر خواه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۸۲ای بخاری را تو جان پنداشته
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۸۳عشق تو از بس کشش جان آمده
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۸۴جسته‌اند دیوانگان از سلسله
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۸۵روز ما را دیگران را شب شده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۸۶قرابه‌بازِ دانا هش‌دار آبگینه
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۸۷پیغام زاهدان را کآمد بلای توبه
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۸۸این جا کسی‌ست پنهان دامان من گرفته
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۸۹در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.